ابو الفضل مير محمدى زرندى

188

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

اعجاز به حسب لغت و اصطلاح در لغت براى كلمه « معجز » معانى عديده‌اى ذكر شده است كه عبارت است از : 1 - فوت ، چنانچه گفته مىشود : « اعجزه الشّى » يعنى فلان چيز از او فوت شد « 1 » 2 - ايجاد عجز چنانچه مىگويند : « اعجز فلان فلانا » يعنى او را عاجز نمود « 1 » . 3 - يافتن عجز چنانچه مىگويند : « اعجز فلان فلانا » يعنى او را عاجز يافت « 1 » . اما در معناى اصطلاحى آن ، تعريف‌هاى متعددى ديده مىشود چنانچه مرحوم خواجه نصير طوسى در تجريد الاعتقاد مىنويسد : معجزه اثبات امورى است كه معتاد نباشد و يا نفى چيزى است كه معتاد است در صورتى كه خارق العاده باشد و با ادعا نيز مطابقت كند « 4 » . آيت اللّه خوئى ( دام ظله ) مىنويسد : معجزه آنست كه مدعى منصبى از مناصب الهى آن را بياورد كه خرق عادت باشد و ديگران از آوردن آن عاجز باشند كه گواه باشد بر مدعاى او « 5 » . سيوطى مىنويسد : معجزه امريست خارق عادت كه در مقام محاجه آورده مىشود كه ديگران از آوردن آن عاجز باشند « 6 » . علامه طباطبائى مىنويسد : معجزه عبارت از امريست خارج عادت كه دلالت كند كه ماوراء طبيعى در طبيعت و امور مادى ، تصرف كرده است و اين به آن معنى نيست كه معجزه مبطل امر عقلى و ضرورى است « 7 » . بعيد نيست همهء اين تعريف‌ها به يك چيز اشاره باشد و آن اين است كه گفته شود : معجزه امرى خارق عادتست ، نه منافى حكم عقل ، پس جمع بين نقيضين ممكن نيست و لو به اعجاز اما خلاف عادت ممكن است مثلا درختى كه بايستى به حسب عادت چند ماه

--> ( 1 ) قرب الموارد ، ج 2 ، ماده عجز ، ص 747 . ( 4 ) كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد ، ص 196 . ( 5 ) تفسير البيان ، ص 20 . ( 6 ) الاتقان ، ج 2 ، نوع 64 ، ص 116 . ( 7 ) تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 72 .